قهرمان ميرزا عين السلطنه
1057
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )
شود . قشون را سه قسمت كردهايم و بايد هر قسمتى يك ماه طهران اردو زده بعد تقسيم سرخدمت شود و يك قسمت هم هميشه طهران ساخلو ، و قسمت ديگر مرخص باشد . آن هم به اين قسم افواجى داريم كه هيچ رنگ تهران و پادشاه خودشان را نديده [ اند ] و معلوم نيست اين افواج هست يا نيست . فقط اسمى دارند و پولى مىدهيم ، حاكم و صاحبمنصب در ميان خود تقسيم مىكنند . مثل افواج كرمان و خراسان و جاهاى ديگر . بايد حاضر شوند و اين افواج بايد بر خلاف سابق مأمور شوند . مثلا كرمانى آذربايجان برود ، كردستانى كرمان ، خراسانى كردستان تا تمام ولايت را گردش كنند و چون اهل آن ولايت نيستند هروقت خدمتى واقع شود بهتر انجام مىدهند ، ملاحظهاى ندارند . از اهل ولايت اغماض نمىكنند . مواجب آنها را هم به اندازه و جيرهء آنها را هم موافق نرخ روز بايد داد . صاحبمنصبان آنها را هم منتخب كرده هريك را هم مطابق منصب مواجب زياد [ داد ] كه محتاج به بعضى كارها نباشند . مثلا يك نفر سلطان سيصد تومان معين شده ، همينطور هرقدر بالا برود . از سوار خيلى شكايت داشت كه آنقدر شلوغ است كه نمىشود به قاعده درست كرد . خيلى دستهجات سوار هست كه عدهء آنها بيست نفر است : يك امير تومان ، يك سرتيپ اول ، يك سرهنگ ، يك ياور ، هفت هشت نفر هم سلطان و نايب دارند . اين بيست نفر هم تمام نوكرهاى خود آنها است و در سال مبلغى از دولت به آنها مرحمت مىشود كه يك دينار آن مثمر ثمرى نيست . اين صورتها را نوشتهاند . از قرارى كه مىگفت خرج آن هم با آنچه الان مىدهند برابر است در همه موارد . منتهى به خيلى كسان نبايد داد و اين ميرزاها دستشان كوتاه خواهد شد . خدمت شاه نبردهاند . تا شاه و صدراعظم قبول بكنند و مجرا شود يا نه . و اين رؤساء و صاحبان طايفه كه فوج و سوار دارند خواهند گذاشت ؟ اغتشاش نخواهد شد . اطاعت مىكنند يا نه ؟ جان ساعد السلطنه را بگيرند بهتر است تا فوج او را . همينطور تمام اين فوج و سوار هريك ساعد السلطنهاى دارند . مگر معدودى ، آن هم قابل نيست . يك مرتبه بىدخل بشوند خيلى سخت است . مىگفت يكصد و شصت نفر امير تومان داريم كه داخل قشون هستند و حال آنكه تمام اين قشون ده نفر امير تومان بايد داشته باشد . خود سردار خيلى ميل دارد اين قرارها صورت بگيرد . شرط آن همراهى دولت است كه جواب اين رؤسا و صاحبمنصبان مستقل را بدهد . اين سرباز نان مىخواهد ، ابدا ابدا ملاحظهء صاحب منصب محلى را نمىكند . اينها دروغ است ، مطلبى است كه خود آن صاحبمنصبان براى پيشرفت كار خودشان درست كرده و گوشها را پر كردهاند . سرباز بيچاره كمال انزجار را از آنها دارد ، چه بواسطهء تسلط و اقتدار آنها صاحب جان و مال نيست . در سال